به گزارش ساری فردا و به نقل از پایگاه خبری تحلیلی بلاغ؛ اما در پس این پیشرفت خیرهکننده، خطری پنهان نهفته است که میتواند در آینده جامعه را با بحران مواجه کند؛ خطری به نام توهم دانایی.
در حقیقت توهم دانایی در شرایطی رخ می دهد که فرد تصور میکند نسبت به موضوعی دانش کافی دارد، در حالیکه در حقیقت اطلاعات او سطحی، ناقص یا حتی نادرست است. این خاصیت زندگی امروز در جامعه چند رسانه ای و درگیر شدن انسان های این عصر با شبکه های اجتماعی است که آگاهی آن ها به مانند اقیانوسی به عمق حداکثر یک وجب می رسد و با این اوصاف هیچ عمقی در پس آگاهی های آن ها نیست
با ورود هوش مصنوعی به دنیای امروز این توهم دانایی زمانی رخ میدهد که کاربران پاسخهای تولیدشده توسط الگوریتمها را بهطور کامل و بدون تردید میپذیرند. هوش مصنوعی به گونهای طراحی شده که پاسخها را روان، منسجم و قانعکننده به مخاطبان ارائه دهد؛ همین ویژگی سبب میشود حتی دادههای اشتباه نیز معتبر به نظر برسند و کاربر آنها را با عمق جان بپذیرد.
چرا این پدیده برای آینده جامعه نگرانکننده است زیرا پذیرش بیچونوچرای پاسخهای هوش مصنوعی میتواند پیامدهای عمیق اجتماعی به همراه داشته باشد که از جمله آن کاهش توانایی تفکر انتقادی، رواج اطلاعات نادرست، سطحیگرایی در آموزش، خطر تصمیمگیریهای کلان و تشدید شکاف اجتماعی است.
وقتی افراد به جای پرسشگری و تحلیل، پاسخهای آماده را میپذیرند، مهارت تفکر انتقادی بهتدریج تضعیف میشود. جامعهای که کمتر میاندیشد، در برابر شایعات و اطلاعات گمراهکننده آسیبپذیرتر خواهد بود. کاربران با اطمینان به درستی پاسخها، دادههای نادرست را بازنشر میکنند. این چرخه باعث گسترش اخبار جعلی و تحریف واقعیت در فضای عمومی خواهد شد.
دانشآموزان و دانشجویان ممکن است به جای تلاش برای درک عمیق مفاهیم، به جستوجوی سریع پاسخها بسنده کنند. چنین روندی در بلندمدت، کیفیت آموزش و تولید علم را کاهش میدهد. اگر مدیران، سیاستگذاران و تصمیم ساز ان بهطور کامل به خروجی هوش مصنوعی اعتماد کنند، احتمال بروز خطا در تصمیمات اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی افزایش مییابد. این امر میتواند پیامدهای جبرانناپذیری به همراه داشته باشد. از طرف دیگر گروهها و افرادی که مهارت استفاده انتقادی و صحیح از فناوریهای نو را دارند، نسبت به دیگران برتری خواهند یافت. این تفاوت میتواند به شکاف دانشی و افزایش نابرابری در جامعه منجر شود.
هوش مصنوعی ابزاری قدرتمند است، اما همانگونه که چاقو هم میتواند در خدمت جراحی باشد یا در خدمت خشونت، استفاده از آن به شیوهی بهکارگیریاش بستگی دارد. برای پیشگیری از دام توهم دانایی راهکارها دقیقا بر خلاف موارد بالا می تواند موثر باشد مانند تقویت سواد رسانهای و دیجیتال آموزش عمومی باید بر نحوهی تشخیص اطلاعات درست از غلط و اهمیت ارزیابی منابع تمرکز کند.افزایش سواد رسانه ای در جامعه با ترویج تفکر انتقادی و مهارت پرسشگری و تحلیل مستقل بهعنوان بخشی از برنامه آموزشی جدی گرفته شود. و در کنار آن با آگاه سازی عمومی در میان جامعه ، آحاد مردم باید بدانند که این ابزارها همهچیزدان نیستند و احتمال خطا و توهم در آنها بالاست ویژه آنکه پس از جلب اعتماد می تواند با سوء گیری ها موجب خطاهای فاحش و بزرگی در زندگی شود. در این بین رسانه های رسمی و معتبر نقشی مهم در آگاهی بخشی به جامعه و نیافتادن در این دام دارند و با نقد و روشنگری میتوانند جلوی رواج سادهانگارانهی این فناوریها را بگیرند و سطح آگاهی عمومی را بالا ببرد.
هوش مصنوعی بدون تردید فرصتهای بزرگی برای پیشرفت بشر فراهم کرده است، اما اگر جامعه گرفتار توهم دانایی شود، ممکن است آیندهای پر از خطا، سطحیگرایی و گمراهی در انتظارمان باشد. چالش امروز ما این نیست که فناوری چقدر پیشرفته میشود، بلکه این است که چگونه میتوانیم عاقلانه و مسئولانه از آن بهره ببریم. تنها در سایهی آموزش، نقد و آگاهی است که میتوانیم از فرصتهای هوش مصنوعی برای ساختن آیندهای روشن استفاده کنیم، نه برای گرفتار شدن در تاریکی داناییِ خیالی.